تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

304

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

نمىگيرد و ممكن است كسى ادعا كند كه علم به اجتماع نقيضين صرف خيال و خيال علم است و اين چنين علمى واقعاً جهل مركب است ؛ چون اجتماع نقيضين امر موجودى نيست . دليل سوم بر عموميت قدرت حق تعالى و الشيء لم يوجد متى لم يوجدا * و به اختيار اختيار ما بدا دليل سوم بر عموميت قدرت اين است كه شىء مادامى كه موجود نباشد ، نمىتواند موجِد باشد و ايجاد ، فرع وجود است ؛ بايد علت موجود باشد تا معلول را ايجاد نمايد . و از طرفى همهء وجودات جز وجود واحد ، ربط محض بوده و وجود آنها از غير مىباشد . از طرف ديگر محال است مبدأ تأثير ، كه وجود است از غير باشد ولى تأثير از خود شىء باشد ؛ زيرا وقتى مبدأ تأثير و وجود چيزى ، و لو عقل اول ، از غير باشد تأثير و تأثر او نيز از غير خواهد بود و محال است وجود ربطى و تعلقى اثر استقلالى داشته باشد و تأثير از خود او باشد . به عبارت ديگر : تمام تأثيرات از وجود است و مادامى كه وجود نباشد ، منشأ اثرى نيست پس مبدأ تأثير ، وجود است . حال اگر جهت مؤثريت و مبدأ تأثير از غير باشد ، محال است تأثير و اثر از خود شىء باشد ؛ زيرا بعد از آنكه به حكم اصالت وجود ، وجود در عالم متحقق است ، وجود بسيط است و تأثير و اثر آن ، غير از جهت مؤثريت آن - كه خود همان وجود است - نيست و صفت مؤثريت زايد بر وجود نيست . بنا بر اين در صورتى كه وجود از غير باشد ، مؤثريت نيز از غير بوده و يك حقيقت بسيطهء مربوط و متعلق به غير خواهد بود . به بيان ديگر : براى موجودات ممكن در نظام وجود ، دو جهت يكى جهت وجود و ديگرى جهت ماهيت مىباشد و اين اثرها و تأثيرها و مؤثريتها يا از جهت وجودى و يا از جهت ماهوى است .